سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
341
تاريخ ايران ( فارسى )
پادگان آنجا با افتخار جنگى از شهر خارج شد . ارتش فاتح در اين موقع بسوى تبريز روانه شد ، يك نيروى ده هزار نفرى ايرانيان در خارج شهر شكست خورد و چون بر اثر زلزله حصارهاى شهر خراب شده بود بايد اين پيروزى بدون اشكال بدست آمده باشد . اما پادگان دلير شهر جلوى يكعده از سپاهيان را كه با يك قافله از حلب ميآمدند گرفتند و بالاخره چون حملات تركها بعدم موفقيت انجاميد در سپتامبر سال 1724 دست از محاصرهء شهر برداشتند . در تابستان سال بعد يك ارتش ترك بعدهء هفتاد هزار نفر دوباره در اين صحنه ظاهر شد ، دفاع شهر خيلى قهرمانانه بود ، ايرانيان سى هزار نفر و تركها بيست هزار نفر تلفات دادند ولى عاقبت محاصرهكنندگان تقريبا تمام شهر را تصرف نمودند فرار شد كه تبريزيان با خانوادهها و اموال خود از شهر خارج شده و مساكن خالى خود را بفاتحين واگذار نمايند . اگر اهالى اصفهان هم يك دهم شجاعت و دلاورى كه تبريزيان كه نژادشان بيشتر ترك است تا ايران از خود نشان داده بودند هجوم و حملهء محمود بدون شك منتهى بشكست ميشد . تركها آخر الامر پس از آنكه تمام ناحيهء غربى ايران را قبضه كردند بفتوحات خود خاتمه دادند . تاجگزارى اشرف 1137 هجرى ( 1725 ) اشرف از لحاظ استعداد دماغى با محمود فرق داشته و از بسيارى جهات با عمش ميرويس شباهت داشته است . او در ميان هم قبيلههاى خود نفوذ و اعتبارى زياد داشت و وقتى كه بر تخت نشست روحيهاش تغيير كرد . اولين كار او قتل امان الله خان بسيار قابل وعدهء ديگر از رؤساء مقتدر قبائل بود و بعد اموال و دارائى آنان را ضبط كرد . اشرف براى اينكه ايرانيان را با خود همراه و از آنها استمالت كرده باشد خود را يك سلطان كريمى كه مايل است كفارهء خلاف و بدكاريهاى سلطنت خود را بدهد وانمود كرد و در تعقيب اين سياست او مادر محمود را مجبور ساخت كه يك شب را در ميدان شاهى در جوار اجساد شاهزادگان صفوى بسر برد و بعد آن اجساد را با شكوه و جلال تمام در مزار مقدس قم مدفون ساخت . براى تكميل اين نقشهء خود اشرف از شاه سلطان حسين تقاضا نمود كه تاج شاهى را